دکتر علی شریعتی:
« کلاس پنجم که بودم پسر درشت هیکلی در ته کلاس ما می نشست
که برای من مظهر تمام چیزهای چندش آور بود آن هم به سه دلیل؛
اول آنکه کچل بود،
دوم اینکه سیگار می کشید .
و سوم - که از همه تهوع آور بود- اینکه در آن سن و سال، زن داشت!
… چند سالی گذشت یک روز که با همسرم از خیابان می گذشتیم ،
آن پسر قوی هیکل ته کلاس را دیدم در حالیکه :
زن داشتم ،سیگار می کشیدم وکچل شده بودم.
وتازه فهمیدم که خیلی اوقات آدم از آن دسته چیزهای بد دیگران که ابراز انزجار می کند
ممکن است در خودش بوجود آید.
چه لطیف است حس آغازی دوباره،
و چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای آغاز تنفس...
و چه اندازه عجیب است ، روز ابتدای بودن!
و چه اندازه شیرین است امروز...
روز میلاد...
روز تو!
روزی که تو آغاز شدی!
تولد مبارک

شهره جون تولدتو تبریک میگم و بهترین ها رو برات آرزو می کنم.
ادامه مطلب
شیطان گفت:عشق یک اتفاق است بنشین تا بیفتد
و آنها که باور کردند نشستند و عشق هیچ گاه اتفاق نیفتاد
عاشق اما بلند شد... ورفت تا ماجرا بسازد
خدا گفت:عشق درد است درد زادنی نو.تولدی بدست خویش.
شیطان گفت:خیالی خوش است!!!
خدا گفت:عشق رفتن است از خود گذشتن
شیطان گفت:ماندن است فرو رفتن در خود!!!
خدا گفت:عشق جستجوست.عشق نرسیدن است.نداشتن و بخشیدن
شیطان گفت:خواستن است گرفتن و تملک!
خدا گفت:عشق سخت است .دیراست و دور از دسترس
شیطان گفت:ساده است همین جایی و دم دست!!!
...و دنیا پر شد از عشق های زود عشق های ساده و اینجایی عشق های نزدیک ولحظه ای...
...وخدا گفت:عشق زندگی است.زیستی از نوع دیگر...
...عشق جاودانه شد وشیطان دیگر نبود...
عاشق زیستی از نوع دیگر برگزید و می دانست عشق تا ابد طول می کشد
عشق تا ابد طول می کشد...
پس از ساعتی، او داخل پاركینگ تك و تنها به طرف ماشینش می رفت كه زنی به وی نزدیك می شود. زن پیروزیش را تبریك می گوید و سپس عاجزانه می افزاید كه پسرش به خاطر ابتلا به بیماری سخت مشرف به مرگ است و او قادر به پرداخت حق ویزیت دكتر و هزینه بالای بیمارستان نیست.
دو ونسنزو تحت تاثیر حرف های زن قرار گرفت و چك مسابقه را امضا نمود و در حالی كه آن را توی دست زن می فشارد گفت: برای فرزندتان سلامتی و روزهای خوشی را آرزو می كنم.
یك هفته پس از این واقعه دو ونسنزو در یك باشگاه روستایی مشغول صرف ناهار بود كه یكی از مدیران عالی رتبه انجمن گلف بازان به میز او نزدیك می شود و می گوید: هفته گذشته چند نفر از بچه های مسئول پاركینگ به من اطلاع دادند كه شما در آن جا پس از بردن مسابقه با زنی صحبت كرده اید. می خواستم به اطلاعتان برسانم كه آن زن یك كلاهبردار است. او نه تنها بچه مریض و مشرف به موت ندارد، بلكه ازدواج هم نكرده. او شما را فریب داده، دوست عزیز!
دو ونسنزو می پرسد: منظورتان این است كه مریضی یا مرگ هیچ بچه ای در میان نبوده است؟
بله كاملا همین طور است.
دو ونسنزو می گوید: در این هفته، این بهترین خبری است كه شنیدم.


