تبليغاتX
دانشجویان دندانپزشکی 85 دانشگاه یزد
خواب های عاشقی

خوابهای عاشقی را می توان تعبیر کرد

می شود احساس را وابسته ی تقدیر کرد

می شود جدی نگیریم اینکه قلبی بشکند

قلبهای خسته را هم می توان تعمیر کرد!

آدم آن قدری که میگویند هم آدم نبود!

می شود آدم برای بندگی تکثیر کرد!

مقصد آنجا يی که رفتی نیست دنیا را ببین

می شود راحت برای رد شدن تزویر کرد!

می شود آیینه ها را هم به شدت بشکنیم

می توان آیینه را هم از صداقت سیر کرد

رنگ کن خود را و آغوش محبت را ببین

چشم ها را میشود در رنگها درگیر کرد

عاشقی خواب است و تعبیرش همین که میشود

از صداقت سینه ی آیینه را هم سیر کرد

نوشته شده در ساعت توسط سارا حقدوست| |

استاد شریعتی:من سپاسگزار معلمی هستم که اندیشیدن را به من بیاموزد نه اندیشه هارا.

 

معلمي شغل نيست؛ معلمي عشق است. اگر به عنوان شغل انتخابش کرده اي، رهايش کن و اگر عشق توست مبارکت باد. (شهيد رجايي )


 اوست خدايي که در ميان مردم درس نخوانده پيامبري از خودشان مبعوث کرد تا آياتش را بر آنها بخواند وآنها را تزکيه کند وکتاب وحکمت بياموزد . (سوره مبارکه جمعه ، آيه 2 )

 

 

 

روز معلم را به تمام عشق ورزان به مقام والای معلم تبریک میگم.

 

 مدرسه عشق

 در مجالی که برايم باقی است

باز همراه شما مدرسه‌ای مي‌سازيم

که در آن همواره اول صبح

به زبانی ساده

مهر تدريس کنند

و بگويند خدا

خالق زيبايی

و سراينده عشق

آفريننده ماست

مهربانيست که ما را به نکويی

                                 دانايی

                                    زيبايی

                                      و به خود می‌خواند

جنتی دارد نزديک، زيبا و بزرگ

دوزخی دارد - به گمانم -

                     کوچک و بعيد

در پی سودا نيست

که ببخشد ما را

و بفهماندمان

ترس ما بيرون از دايره رحمت اوست

در مجالی که برايم باقيست

باز همراه شما مدرسه‌ای مي‌سازم

که خرد را با عشق

علم را با احساس

و رياضی با شعر

دين را با عرفان

همه را با تشويق تدريس کنند

لای انگشت کسی

قلمی نگذارند

و نخوانند کسی را حيوان

و نگويند کسی را کودن

و معلم هر روز

روح را حاضر و غايب بکند

و بجز ايمانش

هيچکس چيزی را حفظ نبايد بکند

مغزها پر نشود چون انبار

قلب خالی نشود از احساس

درس‌هايی بدهند

که بجای مغز، دل‌ها را تسخير کند

از کتاب تاريخ

جنگ را بردارند

در کلاس انشا

هر کسی حرف دلش را بزند

غير ممکن را از خاطره‌ها محو کنند

تا کسی بعد از اين

باز همواره نگويد: هرگز

و به آسانی همرنگ جماعت نشود

زنگ نقاشی تکرار شود

رنگ را در پاييز تعليم دهند

قطره را در باران

موج را در ساحل

زندگی را در رفتن و برگشتن از قله کوه

و عبادت را در خدمت خلق

کار را در کندو

و طبيعت را در جنگل سبز

مشق شب اين باشد

که شبی چندين بار

همه تکرار کنيم:

                      عدل

                         آزادی

                               قانون

                                     شادی

امتحانی بشود

که بسنجد ما را

تا بفهمد چقدر

عاشق و آگه و آدم شده‌ايم

در مجالی که برايم باقيست

باز همراه شما مدرسه‌ای ميسازم

که در آن آخر وقت

به زبانی ساده

شعر تدريس کنند

و بگويند تا فردا صبح

خالق عشق نگهدار شما

 

 از : مجتبی کاشانی

نوشته شده در ساعت توسط سارا حقدوست| |
کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.Rayehe-Reyhan.Blogfa.com & www.TakTemp.ir & www.j28.ir