سلام به همه ی دوستان
امشب با لا خره تصمیم خودمو گرفتمو دستمال قدرتمو نميدونم از پدر ژپتو بود يا ميتي كمون (فكر كنم ميتي كمون بود چون لهجه لري داشت!!ا) گرفتمو اومدم تو وب لاگ!! تا کور شود هر آنکه نتواند دید
فردا شب ،شب یلداست امیدوارم شب یلدای خوبی داشته باشین. شب یلدا هم از اون شباییه که آدمو واقعا تو فکر میبره . نمی دونم چرا توی این شب ناگهان همه درد های وطنمون روبه یاد می آریم.....سرمای اشکی که با دیدن خونوادهای دردمند تو چشامون حلقه می زنه و تا مغز استخونامون میره بی شک سردتر از سرمای یلداست و تلخی فقر را هیچ هندوانه ایی شیرین نمی کنه....
بخاطر دل غمگین کودکان کوجکی که با حسرت یک برش هندوانه و چند دانه انار بخواب می روند، و دانه های سرخ و کوچک انار، برایشان یک تصویر مات و مبهم در رویا است، تا صبح می شینیم و به آسمان نگاه می کنیم، تا یلدا ازهمان راهی که اومده بره. این درازترین شب، با اومدن سحر می ره، اما هنوز شبی که به روزسایه افکنده از اینجا رفتنی نیست
|
امشب ، پدران بیکار و بدهکار بسیاری، جرات نزدیک شدن به میوه فروشی ها را ندارند، امشب هیچ میوه فروشی، هندوانه نسیه نمی دهد و اصلا در شب تولد یلدای ایرانیان، هندوانه ای در کار نبوده است! و هندوانه وصله ی میوه فروشان به تن یلداست |
یلدای بچه های محنت زده کوچه پس کوچه های نداری نه از جنس یلدایی است که مجریان خوش خنده تلویزیون کنار آتش و آجیل و میوه های درشت آبدار به تصویر می کشن. یلدای اونا دستهای خالی پدری است زحمتکش. این شهر بدقواره تا دلت بخواد از این پدرا داره

می گن تو این شب هر دعایی که از ته دل باشه بر آورده میشه یادتون نره هر آرزویی دارین بکنیدا. ظهور امام زمان ،سلامتی پدر و مادرتون یااگه نگران پاس شدن درسایید یا عاشق شدین یا اگه خدایی نکرده مشکلی براتون پیش اومده کلید گشایش همه ی اینها پیش خودشه کافیه ازش بخواید .
فقط یادتون نرن :
|
مریضها قرآن و فال حافظ یادتون نره
بسه دیگه ، چقدر بی جنبه اید،اشکاتونو پاک کنید... ای بابا چه اشتباهی کردم....روی ادامه مطلب کلیک کنید شاید حالتون بهتر شه
|
ادامه مطلب
ایرانیان باستان با این باور که فردای شب یلدا با دمیدن خورشید، روزها بلندتر میشوند و تابش نور ایزدی افزونی مییابد، آخر پاییز و اول زمستان را شب زایش مهر یا زایش خورشید میخواندند و برای آن جشن بزرگی بر پا میکردند.

جشن یلدا و عادات مرسوم در ایران
- در آیین کهن , بنابر یک سنت دیرینه آیین مهر شاهان ایرانی در روز اول دیماه تاج و تخت شاهی را بر زمین میگذاشتند و با جامهای سپید به صحرا میرفتند و بر فرشی سپید مینشستند. دربانها و نگهبانان کاخ شاهی و همهٔ بردهها و خدمتکاران در سطح شهر آزاد شده و بهسان دیگران زندگی میکردند. رئیس و مرئوس، پادشاه و آحاد مردم همگی یکسان بودند(صحت این امر موکد نیست , شاید تنها افسانه باشد). جشن یلدا در ایران امروز نیز با گرد هم آمدن و شبنشینی اعضای خانواده و اقوام در کنار یکدیگر برگزار میشود. متل گویی که نوعی شعرخوانی و داستان خوانی است در قدیم اجرا میشدهاست به این صورت که خانوادهها در این شب گرد میآمدند و پیرترها برای همه قصه تعریف میکردند. آیین شب یلدا یا شب چله، خوردن آجیل مخصوص، هندوانه، انار و شیرینی و میوههای گوناگون است که همه جنبهٔ نمادی دارند و نشانهٔ برکت، تندرستی، فراوانی و شادکامی هستند , این میوهها که اکثراً کثیر الدانه هستند , نوعی جادوی سرایتی محسوب میشوند که انسانها با توسل به برکت خیزی و پر دانه بودن آنها , خودشان را نیز مانند آنها برکت خیز میکنند و نیروی باروی را در خویش افزایش میدهند و همچنین انار و هندوانه با رنگ سرخشان نمایندگانی از خورشیدند در شب. در این شب هم مثل جشن تیرگان، فال گرفتن از کتاب حافظ مرسوم است. حاضران با انتخاب و شکستن گردو از روی پوکی و یا پُری آن، آیندهگویی میکنند.
- سفرهٔ مردم شیراز مثل سفرهٔ نوروز رنگین است. مرکبات و هندوانه برای سرد مزاجها و خرما و رنگینک برای گرم مزاجها موجود است. حافظخوانی جزو جدانشدنی مراسم این شب برای شیرازیهاست. البته خواندن حافظ در این شب نه تنها در شیراز مرسوم است، بلکه رسم کلی چلهنشینان شدهاست.

- گرد آمدیم:
شبچره ای بود و آتشی،
گفت و شنود و قصه و نقلی ز سیر و گشت ...
وقتی که برشکفت گل هندوانه، سرخ
در اوج سرگذشت
یلدا، شب بلند، شب بی ستارگی
لختی به تن طپید و به هم رفت و درشکست
با خانه می شدیم که گرد سپیده دم
بر بام می نشست.
ادامه مطلب
چند متلک خنده دار اساتید.
1- استاد خطاب به دانشجویی که دیر سر کلاس آمده است : " رئیس محترم! همه کارمندانتان تشریف آورده اند"
2- استاد خطاب به دانشجویی که حواسش به درس نیست : "آقا! خیلی تو فکری، باید 110 رو خبر کنم "
3- استاد خطاب به دانشجویی که از کلاس خارج می شود : " منو با وایت برد تنها نذار ! "
4- استاد خطاب به دانشجویی که دیر به سر کلاس آمده است : "ببخشید که ما زود اومدیم !"
5- استاد خطاب به دانشجو : "من به اندازه دانسته هایم حقوق می گیرم اگر به اندازه نادانیم حقوق بگیرم تمام دنیا هم کافی نیست."
6- استاد خطاب به دانشجویی که دیر سر کلاس آمده است : "حالا چرا اینقدر زود ؟"
7- استاد خطاب به دانشجویی که از کلاس خارج شده و دیر برگشته : " هنوز زوده تا حضور غیاب. برو ده دقیقه دیگه برگرد ! "
8- استاد خطاب به دانشجویی که دیر سر کلاس آمده : "چند دقیقه دیگر صبر کن باهم از کلاس بیرون می رویم."
9- استاد خطاب به دانشجویی که روی تمرین کلاسی فکر نمی کند : "خودکار بدهم خدمتتون ؟!"
10- استاد خطاب به دانشجویی که در راهرو بلند بلند می خندد : "مگر راهرو آینه دارد ؟!"


