
و فرض کنيد تيم، پيراهن ملي اش را نپوشيده و يا شما پيراهن ملي تيم ها را نمي شناسيد.
و فرض کنيد روي صفحه تلويزيون ننوشته است که کدام تيم با کدام تيم بازي مي کند.
و فرض کنيد صداي تلويزيون خراب است يا بازي به زبان چين باستان گزارش مي شود.
با اين فرضيات شما با ديدن چند دقيقه از بازي چگونه مي توانيد تشخيص دهيد که تيمي که بازي مي کند، متعلق به کدام کشور است؟
ادامه مطلب
زمان خاموشي ميتوانيم با استفاده از چراغ گازي يا گردسوز و سايهاي که روي ديوار تشکيل ميشود، از حرکات دست و انگشتان براي درست کردن چهره حيوانات روي ديوار بهرهبرداري کرده، مفت و مجاني يک «انيميشن» درست کنيم.
سحرخيزي:
ميتوانيم همراه با اصناف که از ساعت 5/8 به بعد بايد کاسبي را در سر چراغي، بيخيالي طي کنند ما هم به رختخواب رفته، زودتر بخوابيم، از آن طرف زودتر بلند شويم. اصلاً خوب است دولت بخشنامه کند که از اين به بعد خريد مانتو و کيف و کفش و ميوه و… بايد از ساعت 5 صبح تا 5/7 باشد و متخلفان طبق قانون مورد پيگرد قانوني قرار گيرند.
تذکر قيامت:
خاموشي گسترده باعث ميشود که ما ياد تاريکي شب اول قبر بيفتيم. از آن طرف، نه که با رفتن برق، کولرها هم از کار ميافتند ما ميتوانيم ياد گرماي روز محشر بيفتيم. جان شما با اين وزارت نيرو جاي ما عمراً موتورخانه جهنم باشد.
نيامدن مهمان سر زده:
يکي ديگر از فوايد قطع برق اين است که چون هنگام رفتن برق، افاف منزل کار نميکند، لذا ما متوجه آمدن مهمان سرزده نميشويم. با اين تورم 70 درصدي نه 20 درصدي يک مهمان که براي آدم بيايد،دستکم بايد 50 هزار تومان پياده شد که وزارت نيرو از اين جهت هم باعث خير شده است.
مديريت بحران:
قطع برق باعث اختلال کار بسياري از مراکز مهم کشور ميشود که خود همين باعث ميشود ما با مديريت بحران در مقام عمل آشنا شده و بدون نياز به مانورهايي که هرازچندگاه برگزار ميکنيم، روزي 2 بار مانور بدهيم تا مديريت بحرانمان به ژایان می رسد.
به تو آری، به تو یعنی همان منظر دور به همان سبز صمیمی، به همین باغ بلور
به همان سایه ، به همان وهم، همان تصویری که سراغش ز غزلهای خودم می گیری
به همان زل زدن از فاصله دور به هم یعنی آن شیوه فهماندن منظور به هم
به تبسم، به تکلم ، به دلارایی تو به خموشی، به تماشا، به شکیبایی تو
به نفسهای تو در سایه سنگین سکوت به سخنهای تو با لهجه شیرین سکوت
شبحی چند شب است آفت جانم شده است اول اسم کسی ورد زبانم شده است
در من انگار کسی در پی انکار من است یک نفر مثل خودم عاشق دیدار من است
یک نفر ساده، چنان ساده که از سادگیش می شود یک شبه پی برد به دلداگی اش
آه ای خواب گران سنگ سبکبار شده بر سر روح من افتاده و آوار شده
در من انگار کسی در پی انکار من است یک نفر مثل خودم، تشنه دیدار من است
یک نفر سبز،چنان سبز که از سرسبزیش می توان پل زد از احساس خدا تا دل خویش
رعشه ای چند شب است آفت جانم شده است اول اسم کسی ورد زبانم شده است
آی بی رنگ تر از آینه یک لحظه بایست راستی این شبح هر شبه تصویر تو نیست؟
اگر این حادثه هرشبه تصویر تو نیست پس چرا رنگ تو و آینه اینقدر یکی ست؟
حتم دارم که تویی آن شبح آینه پوش عاشقی جرم قشنگی ست به انکار مکوش
آری آن سایه که شب آفت جانم شده بود آن الفبا که همه ورد زبانم شده بود
اینک از پشت دل آینه پیدا شده است و تماشاگه این خیل تماشا شده است
آن الفبای دبستانی دلخواه تویی عشق من آن شبه شاد شبانگاه تویی







